معراج پيامبر(صلی الله علیه وآله) از نظر حديث و عقيده دانشمندان اسلام
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ مجله مکتب اسلام، اسفند 1344، سال هفتم، شماره 5.
معراج پيامبر(صلی الله علیه وآله) از نظر حديث و عقيده دانشمندان اسلام
- خط سير اين عقيده در ميان مسلمانان.
- احاديث شيعه و سنى درباره معراج.
- جنجالى كه اين مسئله در زمان پيغمبر(صلی الله علیه وآله) برپا كرد و راه فرارى كه بعضى از كوته نظران براى آن فكر كردند.
بحثى را كه در شماره گذشته در پيرامون مسئله پيچيده معراج پيامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) و سوالات گوناگونى كه در اطراف آن مىشود، شروع كرديم به اينجا رسيد كه در دو سوره از قرآن مجيد اشارات كلى و سربسته به موضوع معراج و سير فضائى پيامبر براى مشاهده آيات آفرينش و نشانههای عظمت آفريدگار جهان شده است. قسمت اول اين موضوع يعنى سير از مسجدالحرام (مكه) تا مسجدالاقصى (بيت المقدس) در نخستين آيه سوره «اسراء» و قسمت دوم يعنى سير به آسمانها در آيات 13 تا 18 سوره «والنجم» بيان گرديده است. در ضمن خاطرنشان ساختيم مسلمانان اولين كسانى نيستند كه درباره پيغمبر خود چنين اعتقادى دارند بلكه اين عقيده به صورت بسيار غليظتر در ميان مسيحيان جهان عموماً وجود دارد؛ زیرا آنها طبق تصریح انجیل «مرقس» و انجیل «لوقا» و انجییل «یوحنا» معتقدند «حضرت مسيح(علیه السلام) پس از اينكه سه روز از مرگ و دفن او گذشته بود از مردگان برخاست و چهل روز در ميان دوستان خود بود و سپس در حضور شاگردانش به آسمان صعود كرد و الان هم نزد «خداى پدر»! زيست مىكند». يعنى اگر مسلمانان معراج را در حيات پيامبر و آن هم براى يك مدت كاملاً محدود مىدانند مسيحيان پس از زنده شدن بعد از مرگ و براى يك مدت نامحدود معتقدند.
* * *
اكنون مىخواهيم سير اين عقيده را در ميان مسلمانان بررسى كنيم و ببينيم آيا اعتقاد به معراج و سير فضائى پيامبر اسلام مخصوص عده خاصى از مسلمانان است؟ يا همگى آن را قبول دارند (البته پس از اين بحث، نوبت به بحثهاى علمى و طرح ايراداتى كه از نظر علوم روز به اين مسافرت فضائى مىشود و پاسخ آنها خواهد رسيد).
آنچه از مطالعه كتب مختلف تفسير و حديث و عقائد كه به وسيله دانشمندان اسلام تأليف شده استفاده مىشود اين است كه برخلاف آنچه بعضى تصور مىكنند، عقيده به معراج پيامبر اسلام، مخصوص دسته معينى از مسلمانان نيست؛ بلكه عموم مسلمين در اين عقيده مشتركند، با تفاوتهائى كه بعداً اشاره خواهد شد. احاديث فراوانى از طريق شيعه و اهل تسنن در اين زمينه نقل شده كه ذكر همه آنها به درازا مىكشد ولى همين اندازه بايد دانست كه بسيارى از علماى اسلام «تواتر» يا «شهرت» اين احاديث را تصديق كرده اند. به عنوان نمونه، گفتار سه تن از دانشمندان بزرگ تفسير و حديث و عقائد شيعه و سپس گفتار بعضى از دانشمندان اهل تسنن را در اينجا مىآوريم:
1. فقيه و مفسر بزرگ عالم تشيع «شيخ طوسى» در كتاب تفسير خود بنام «تبيان» در ذيل آيه اول سوره «اسراء» چنين مىگويد: «دانشمندان شيعه معتقدند در همان شبى كه خداوند پيامبرش را از مكه به بيت المقدس حركت داد او را به آسمان برد و آيات عظمت خود را در آسمانها به او نشان داد، و اين در بيدارى بود نه در خواب، ولى آنچه از قرآن برمىآيد همان سير از مسجد الحرام (مكه) به مسجد اقصى (بيت المقدس) است، و بقيه اين مسافرت از اخبار معلوم مىگردد». گرچه نامبرده در ذيل آيه مزبور تنها قسمت اول معراج را مستند به قرآن و بقيه را مستند به اخبار مىكند، ولى در بياناتى كه در تفسير شش آيه سوره «والنجم» ذكر نموده تعبيراتى ديده ميشود كه كاملاً منطبق بر قسمت دوم معراج يعنى سير به آسمانها از بيتالمقدس است، گويا به اين قسمت كه رسيده تغيير نظر داده و آن را هم مستند به قرآن مىداند ولى در هر صورت او دلالت اخبار را در اين باره قطعى دانسته است.
2. مفسر عاليقدر مرحوم «طبرسى» در تفسير «مجمع البيان» در ذيل آيات سوره «نجم» مى گويد: «ظاهر مذهب اصحاب و مشهور در اخبار ما اين است كه خداوند پيامبر را با همين جسم، در حال بيدارى و حيات، به آسمانها برد و اكثر مفسران نيز بر همين عقيدهاند».
3. محدث شهير علامه «مجلسى» در جلد ششم «بحارالانوار» نويسد: «سير پيامبر اسلام از مسجدالحرام به بيت المقدس و از آنجا به آسمانها از جمله مطالبى است كه آيات و احاديث متواتر شيعه و سنى بر آن دلالت دارد، و انكار امثال اين مسائل، يا تأويل و تفسير آن به معراج روحانى يا خواب ديدن پيامبر، ناشى از عدم اطلاع از آثار ائمه هدى يا ضعف يقين است». سپس اضافه مىكند: «اگر بخواهيم اخبارى را كه درباره اين مسئله رسيده جمعآورى كنيم يك كتاب بزرگ خواهد شد». سپس خود او احاديث بسيارى كه شايد متجاوز از يكصد حديث است در اين زمينه نقل مىكند كه قسمت قابل توجهى از آن كتاب از «كافى» مىباشد.
اما اهل تسنن
دانشمندان حديث و تفسير اهل تسنن، احاديث معراج را جزو احاديث مشهور معرفى كردهاند و بسيارى از مفسران آنها در تفسير سوره «اسراء» يا سوره «نجم» به نزول اين آيات درباره معراج تصريح نموده اند. «فخر رازى» مفسر معروف در تفسير خود در ذيل آيه اول سوره «اسراء» پس از يك سلسله استدلالات عقلى بر امكان چنين موضوعى مىگويد: «محققان عقيده دارند كه گواه بر وقوع معراج (از نظر ادله نقلى) قرآن و حديث است اما در قرآن دلالت همين آيه كافى است و اما از نظر حديث، حديث معراج از روايات مشهوره است كه در كتب صحاح اهل سنت نقل شده، و مفاد آنها حركت پيغمبر اسلام(صلی الله علیه وآله) از مكه به بيت المقدس و از آنجا به آسمانها است».
عدهاى از دانشمندان و مفسران اهل سنت مانند «قاضى بيضاوى» و افراد ديگرى نيز اين موضوع را صريحاً تأييد نموده اند. در ميان دانشمندان اخير و معاصر از اهل تسنن نيز افراد معروفى مسئله معراج را بعنوان يك مسئله مسلم تلقى كردهاند. «منصور على ناصف» مولف كتاب «التاج» كه از دانشمندان «الازهر» و استاد دانشگاه زينبيه مصر مىباشد، در كتاب خود احاديث معراج را جمع آورى كرده و نويسنده و دانشمند معاصر «سيد قطب» در كتاب تفسير خود «فى ظلال القرآن» در تفسير سوره اسراء تصريح مىكند كه احاديث فراوانى در اين زمينه نقل شده است.
ولى در ميان روات و مفسران آنها گفتگويى هست كه آيا معراج با همين بدن جسمانى بوده يا فقط جنبه روحانى داشته است؟ اكثر آنان معتقدند كه معراج در روح و جسم، و در بيدارى صورت گرفته، و غالب روايات آنها نيز ظاهر در همين معنى است، ولى در روايتى از «عايشه» نقل كرده اند: «واللّه ما فقد جسد رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) و لكن عرج بروحه»؛ (بخدا سوگند بدن پيغمبر از ميان ما نرفت، تنها روح او به آسمانها پرواز كرد) و از «حسن» (ظاهراً حسن بصرى است) نيز نقل شده است كه: «كان فى المنام رويا رآها»؛ (پيامبر(ص) در خواب ديد به معراج رفته است). بعضى از نويسندگان دانشمند معاصر مانند «سيد قطب» نيز تعبير مبهمى دارند كه نه صراحت در بيدارى دارد نه خواب، او مىگويد: «پيامبر در ميان خواب و بيدارى بود كه او را به بيتالمقدس و آسمانها بردند»! و گويا به اين وسيله خواستهاند از مشكلات و جنجالى كه درباره مسئله معراج در ميان عدهاى بوجود آمده به سلامت بگذرند!
* * *
نكته قابل توجهى كه بايد مورد دقت قرار گيرد اين است كه اگر احاديث و روايات معراج را در كتب شيعه و سنى به دقت مطالعه كنيم مىبينيم از همان عصر پيغمبر(صلی الله علیه وآله) سر و صداى زيادى در مورد مسئله معراج بوده است. هنگامى كه پيامبر ماجراى معراج را براى مردم شرح داد دشمنان با شدت تمام در مقام انكار برآمدند و آن را وسيلهاى براى كوبيدن اسلام و تبليغ بر ضد پيغمبر(ص) دانستند تا آنجا كه بعضى از «تازه مسلمانها» از عقيده خود برگشتند. پيامبر(ص) ناگزير تمام نشانههای بيت المقدس را كه تا آن زمان نرفته بود با همه جزئيات براى آنها تشريح نمود و مورد اعجاب همه واقع گرديد.
مجموع اين گفتگوها مىرساند كه «اولا» موضوع معراج، موضوع يك خواب نبوده، والا اين همه سرو صدا و جرو بحث نداشت، و «ثانياً» افرادى مانند عايشه و حسن بصرى كه بعد از زمان پيغمبر مسئله خواب و معراج روحانى را پيش كشيدند ظاهراً جنبه سياسى داشته و به گمان خود مىخواسته اند سر و صداى تبليغات مخالفين را كه تا آن زمان نيز ادامه داشت در چنين مسئلهاى كه باور كردن آن براى همه كار آسانى نبود، بخوابانند.
در پايان اين بحث كه به منظور روشن ساختن سير تاريخى اين مسئله در ميان مسلمين از نظر روايات و طرز تفكر دانشمندان اسلام بود، يادآورى نكتهاى را كه مرحوم «طبرسى» مفسر بزرگ در «مجمع البيان» گفته است لازم مى دانيم كه: «احاديثى كه در موضوع معراج نقل شده است چهار دسته است:
1. رواياتى كه به حكم تواتر قطعى است (مانند اصل موضوع معراج).
2. احاديثى كه قبول آنها هيچ گونه مانع عقلى و نقلى ندارد (مانند مشاهده بسيارى از آيات عظمت خداوند در آسمانها).
3. رواياتى كه ظاهر آن زننده است ولى مىتوان آنها را توجيه و تفسير نمود.
4. رواياتى كه مشتمل بر يك سلسله امور نامعقول و باطل بوده و قرائن روشنى گواه بر ساختگى و مجعول بودن آنها در دست مىباشد.
اين بود بحثهاى معراج از نظر ادله نقلى؛ به خواست خدا در شماره آينده سؤالاتى كه در موضوع معراج پیامبر(ص) از نظر «علوم» روز مى شود، مطرح و مورد بررسى دقيق قرار خواهد گرفت.