خطوط اصلی مکتب اقتصادی اسلام / اسلام برای مسائل اقتصادی اولویت خاصی قائل شده
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ مجله مکتب اسلام، فروردین 1358، سال نوزدهم، شماره 1.
خطوط اصلی مکتب اقتصادی اسلام / اسلام برای مسائل اقتصادی اولویت خاصی قائل شده
نه فقط «بیت المال» ستون فقرات حکومت اسلامی را تشکیل میدهد، بلکه در بافت جامعه اسلامی، مسأله «توزیع عادلانه ثروت» و مبارزه با «تراکم» و «تكاثر» و «کنز» و برخورداری از يك اقتصاد سالم و مستقل، یکی از ارکان اصلی است.
فراموش نمیکنم در آن موقع که سانسور به شدت در مطبوعات حکومت میکرد روزی مدیر کل مطبوعات وقت، ضمن گلایه و شکایت از مندرجات «مکتب اسلام» (همان مندرجاتی که هم گروهی از مردم از آن ناراضی بودند چون به گفته آنان زیاد داغ نبود؛ و هم دولت چون تحريك آمیز و خطرناك و برخلاف به اصطلاح مصالح عالیه کشور بود!) میگفت: میدانید امتیاز مجله مکتب اسلام، دینی و علمی است، بنابراین حق ندارید فراتر از این موضوع بروید و در مسائل سیاسی دخالت کنید!! سپس اضافه کرد: باید از نماز بنویسید، از روزه بنویسید و ...! اما چون سکوت و نگاه پرمعنای مرا دید، پیش از آنکه سخن بگویم فورا خودش افزود: میدانم خواهيد گفت: اسلام امر به معروف هم دارد و نهی از منکر هم دارد (جهاد هم دارد) ولی آقا ... اینها را نمیتوان نوشت! دیدم حتی این «مدیر مأمور» نیز میداند که اسلام منحصر به يك رشته مسائل عبادی نیست (هر چند عبادتهایش نیز اگر بگونه صحیح انجام گیرد حرکت آفرین است) بلکه مجموعهای است از مسائل حیات و زندگی با تمام نیازهایش. اما از آنجا که راه آنها راه تسلیم در مقاہل اسلام نیست، بلکه به پیروی از مکتب منافقان «نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَ نَكفُرُ بِبَعضٍ» تا آنجا قبولی دارند که با منافعشان سازگار است، در غیر این صورت با آن خداحافظی میکنند، سعی دارند اسلام را از هر گونه تحرکی جدا سازند.
قرآن چه زیبا و رسا درباره موقعیت اسلام در برابر مسائل زندگی سخن گفته: «ای ایمان آورندگان دعوت خدا و پیامبرش را اجابت کنید، آنگاه که شما را به سوی حیات و زندگی فرا میخواند».(1) بدیهی است آئینی که در کلمه حیات و زندگی خلاصه میشود، و برای تمام گروهها زندگی ساز است، نمیتواند برای مسأله حیاتی «اقتصاد» دقیقترین برنامه را تنظیم نکند.
آنها که وقتی سخن از «مكتب اقتصادی اسلام» به میان میآید با تعجب میگویند: مگر مذهب نیز مکتب اقتصادی دارد؟! مسلما الگوی مذهب را از مذاهبی همچون مسیحیت کنونی، گرفتهاند که بر اثر تحريفها و دگرگونيها عملا مرده است، و درحال حاضر تقریبا در مراسم تولد و ازدواج و مرگ و نیایشهای مخدر روز یکشنبه، و گناه بخشی (یعنی دادن آرامش کاذب به گناهکاران) و دست بالا توصیههای بیرمق اخلاقی، خلاصه میشود. به هرحال علىرغم اینگونه پندارها، اسلام نه تنها برای مسائل اقتصادی برنامه دارد، بلکه اولویت خاصی که در خور این موضوع حیاتی است برای آنان قائل شده است.
اسلام ازدو زاويه مختلف این مساله را مورد دقت قرار میدهد:
.1 از جنبه «حکومت»
می دانیم که نخستین گامی که پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) در مدینه برداشت تشکیل حکومت اسلامی بود؛ زیرا هیچ برنامه اجتماعی و اصلاحی بدون اتکاء به يك حكومت صالح، جنبه عینی و عملی پیدا نمیکند، بلکه در یك مشت ذهنیات خلاصه خواهد شد. و اگر می بینیم در «مکه» سخنی از مساله تشکیل حکومت نبود، برای این بود که پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) در دوران مکه دست در کار ساختن عناصر آگاه و بیدار و انقلابی که بتوانند حکومت صالحی را بگردانند، شده بود. و بدون شك تشكیل بیت المال جزء غير قابل انفكاك حکومت است.
مطالعه مصارف هشتگانه «زکات» نشان میدهد که حکومت اسلامی برای تشکیل ارتش، و همچنین مبارزه با فقر اقتصاری، و نیز انجام مسائل عمرانی و مانند آنها خود را نیازمند به تقویت بیت المال میبیند. جالب اینکه در آیات قرآن، مساله «جهاد» با جان در کناره جهاد با اموال قرار داده شده است، یعنی این دو در بافت حکومت انقلابی اسلام باید تواماً مورد توجه قرار گیرند. قابل توجه اینکه اموال بیت المال اسلامی چیزی نیست که با خواهش و تمنا از مردم خواسته شود، بلکه به عنوان يك حق مسلم میبایست گرفته شود. تعبير آيه وجوب زکات «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّيهِمْ بِها» ( سوره توبه، آیه 103) که با جمله «خُذ» یعنی «بگیر» شروع میشود، و پرداخت آن را سبب پاکی و نمو جامعه میداند شاهد گویای این مدعا است. و نیز آیه «خمس» با جمله «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبي وَ الْيَتامي وَ الْمَساکينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ ...» (سوره انفال، آیه 41) (يك پنجم مازاد درآمد مردم برای خدا و پیامبر و ... میباشد) شرکت بیت المال و ارباب خمس را به عنوان مالك مشاع در اموال عمومی مردم، اعلام میدارد، و این گواه دیگری بر این موضوع است.
بنابر این حکومت اسلامی علاوه بر اموال اختصاصی که در اختیار دارد، و بعدا به آن اشاره خواهد شد، در اموال خصوصی همه مردم نیز -با ضوابطی- شريك و سهیم است و به این ترتیب پیوند ناگسستنی خود را با مسائل اقتصادی مردم حفظ میکند. ذكر «صلوة» و «زكات» در کنار هم در آیات فراوانی از قرآن نشان میدهد که در بافت حکومت اسلامی توجه به خالق (نماز) و توجه به خلق (زكات) همچون تار و پود يك پارچه لازم و ملزوم یکدیگراند. توجه به این نکته که سرباززدن از پرداخت زکات در برابر حکومت اسلامی در حکم ارتداد و خروج از صفوف مسلمین محسوب میگردد، و حتی میتوان بر ضد چنین کسانی دست به مبارزه مسلحانه زد، موضوع پیوند حکومت اسلامی را با مسائل اقتصادی روشنتر میسازد.
2. از نظر «اجتماعی»
گذشته از سازمان حکومت اسلامی، اولویت مسائل اقتصادی را در سازماندهی جامعه اسلامی، از امور زیر به وضوح میتوان دریافت:
الف) اموال و ثروتها در متون منابع اسلامی به عنوان یک ودیعه الهی در دست انسانها و يك «خیر» مطلق و يك ركن اصيل اجتماع معرفی شده است؛ قرآن میگوید: «وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ»؛ (از آنچه خدا شما را نماینده خویش در آن ساخته انفاق کنید).(سوره حدید، آیه ۷) و در سوره نور، آیه ۳۳ میگوید: «فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا ۖ وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ»؛ (بردگان خود را از طریق قرارداد آزاد کنید و از اموال الهی که در اختیار شما گذارده، به آنها بدهید). و نیز میخوانیم: «كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ...»؛ (بر شما مقررشده که هرگاه مرگ یکی فرا رسد، اگر خیری [مالی] بجا گذارده وصیت کند...).(بقره، ۱۷۶) کلمه «خیراً» که بدون هیچ قید و شرط آمده بیانگر این حقیقت است که اموالی که از طريق مشروع (و نه از طریق استثمار و چپاول و غارتگری و تجاوز به حقوق دیگران) به دست آمده خیر مطلق است؛ یعنی خیر برای دین، خیر برای دنیا، خیر برای پیشبرد برنامههای فرهنگی، خیر برای برقرار ساختن عدالت اجتماعی، و خیر برای دفاع از استقلال و آزادی یک جامعه و ....
ب) اسلام فقر اقتصادی را انگیزه گناه و بی نیازی مادی را مایه كمك به تقوی و معنویت شمرده است. پیامبر اسلام(صلی الله علیه واله وسلم) میفرماید: «نِعْمَ اَلْعَوْنُ عَلَى تَقْوَى اَللَّهِ اَلْغِنَى»(2)؛ (بی نیازی، كمك خوبی برای تقوی و پرهیزگاری است). و در سخنی از امام صادق(علیه السلام) میخوانیم: «غِنًى يَحْجُزُکَ عَنِ الظُّلمِ خَيرٌ مِنْ فَقْر يَحْمِلُکَ عَلَى الاْثمِ»(3)؛ (بی نیاز بودنی که تو را از ستم بازدارد بهتر از فقری است که تو را به گناه وادارد).
ج) در پارهای از متون اسلامی فقر مالی سرچشمه کفر و بیایمانی شمرده شده و حديث «كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً» از پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) مشهور است.
د) قسمت بسیار مهمی از فقه اسلامی که از آیات و روایات مایه میگیرد صرفا مربوط به نظامات اقتصادی و قوانین و مقررات آن است. کتابهای متعددی از فقه تحت عنوان: کتاب غصب، کتاب دیون، كتاب مزارعه، کتاب مساقات، کتاب متاجر، کتاب احياء موات، کتاب شفعه، کتاب ودیعه، کتاب رهن، کتاب مصالحه، كتاب لقطه (اموال گمشده) و مانند اینها تحریر یافته و مسائل حقوقی مالی با تمام ریزه کاری هایش بر اساس تأمین عدالت اجتماعی در آنها مورد بحث قرار گرفته و نشان میدهد تا چه اندازه اسلام برای این مسائل اهمیت قائل است.
ه) در تعلیمات اسلام مخصوصا مسائل مربوط به کنترل «ثروت» و مبارزه با «تراكم» و «تکاثر» و «كنز» و جلوگیری از تبدیل جامعه به دو قطب ثروتمند و فقیر از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است که شرح جزئیات آن را در مباحث آینده به خواست خدا خواهیم دید، و با توجه به آن، تصدیق خواهید کرد که جامعه امروز ما که به غلط نام جامعه اسلامی بر آن میگذاریم و شاهد انواع و اقسام بهره کشیها واستثمارها و بیعدالتیها، و تجاوز به حقوق دیگران در آن هستیم، کمتر شباهتی به يك جامعه اسلامی دارد.
ادامه دارد ... «کار» جهاد بزرگ اجتماعی